تبليغاتX
در پی واژه ای هستم که معجزه کند

دختـــری در مـه


دختـــری در مـه

برای سایه ام می نویسم

دوست من،همبازي بهشتي ام!نمي داني چقدر دلم برايت تنگ شده.
هنوز آخرين جمله ي خدا توي گوشم زنگ ميزند:از قلب کوچک تـ و تا مـ ن يک راه مستقيم است،اگر گم شدي از اين راه بيا بلند شو.از دلت شروع کن.شايد دوباره همديگر را پيدا کرديم.


ஐنظرآهاريஐ

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/13ساعت0:10توسط مریم |

در این شهر دور احساس غریبـ ی میکنم...

+دریا...جنگل...مه آلود بودن هوا حکایت از این دارد که امروز با دیروزم بسیار فرق دارد...

 

+نوشته شده در شنبه 1388/07/25ساعت12:59توسط مریم | |

"روزهاي تقويم بي کسي ام،بي اميد به لطف تو چگونه سپري خواهد شد؟

مرا که، بي پناهي اين جهان و سياهي کردارم، روزها و روزگارم را خط خطي کرده است،جز ايمان به مهرباني تو اميدي نخواهد بود..."

+خدایا ممنونم... 

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/02ساعت0:16توسط مریم |

خدایا.... خودت می دونی چی می خوام!...هرچی خواستم بهم  دادی....پس،خداجونم خودت کمکم کن...نمی دونم باید چیکار کنم...اینا امتحانه مگه نه؟...امتحانه سختیه...خدایا...دلم می خواد بگم ،ولی...احساس بدی دارم... خدایا میدونم اگه بخوای،آرزومو برآورده میکنی...

+ موقع افطار،همو دعا کنیم.

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/06/04ساعت18:37توسط مریم | |

3سال گذشت...به همين سادگي...به همين راحتي...

+گشتي ميزنم به "دور"...

+نوشته شده در یکشنبه 1388/05/18ساعت13:36توسط مریم | |

دوستـ ت دارم،هر چند كه ايمانم را خشكاندي و صبر و شكيبايي ام را به آخر رساندي.

ஐ جبران ஐ

+نوشته شده در شنبه 1388/05/03ساعت1:11توسط مریم |

دل نوشته هاي خيس
انسـ ان "بودن" نيست. "شدن" است.

+گاهـ ي نبايد به دل گرفت...

+نوشته شده در شنبه 1388/04/20ساعت17:39توسط مریم |

دعايم ميكني مـ ادر؟!

+من كجاي شب تو رو گم كردمو تنها شدم؟!

+نوشته شده در یکشنبه 1388/03/24ساعت12:30توسط مریم |

منـ ه،ساده فكر ميكردم به آرزوم رسيدم...!

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت0:31توسط مریم | |

ارديـ بهشت را دوست دارم
بويش را...رنگش را...
جاده ايست که آغازش-احساس  توست،هر طور که همسفرش شوي به بهشتـ ت مي رسي...
تو بانـ وي اردیـ بهشتي...!

+۲۱سالگی...

+نوشته شده در یکشنبه 1388/02/27ساعت0:50توسط مریم |